X
تبلیغات
لحظه هاي تنهايي

من تو را بیشتر از غرورم دوست داشتم وتو ،

غرورت را بیشتر از من

حالا اما ... بگذریم ...

اما نه دیگر چیزی از غرور تو مانده نه از دوست داشتن من ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 17:59  توسط  نادر  | 

images?q=tbn:ANd9GcSFy5wji9ggqy094reQcmi


2mvskdrzgpdcfw84vi3s.gif


1.jpg

%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%88_%D

http://s4.picofile.com/file/7849562682/qkve8qesxcava2n6vs5.gifhttp://s4.picofile.com/file/7849562682/qkve8qesxcava2n6vs5.gifhttp://s4.picofile.com/file/7849562682/qkve8qesxcava2n6vs5.gif


+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 17:58  توسط  نادر  | 

خوب به من نگاه کن
تهمت ناروا زدی
این دل زار من هنوز
ابری تر از وجود توست
گریه آسمان من ، بارید بر روی دلم
بر دل پاک من هنوز ،تهمت ناروا زدی
پول که پول خواب که خواب محبت متکی به چیست؟
باید کمی وصف کنم تهمت ناروا زدی
کنج دلم آتیشه ، کمی مثل شیشه می سوزد می شکند
تهمت ناروا زدی مدعا گر بودی تو
قلبت مثل خاکستر باید کمی صبر کنم
تهمت ناروا زدی روحم پاکه دلم ساده
ولی چهرم پر از درده مرض آورد محبت هام
من آرامم صبور م من ،
من آن سهرابی که تنهام تو یک شیطان تو یک ابلیس
از تو نمی گذرم هیچ وقت ....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 17:56  توسط  نادر  | 

پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر ...

خوشبختانه (( باران ))

ارث پدر هیچ کس نیست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 17:55  توسط  نادر  | 

دوست دارم پاییز را


که معافم می کند


از پنهان کردن


دردی که در صدام می پیچد


اشکی که در نگاهم می چرخد


آخر همه می دانند


سرما خورده ام

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 17:54  توسط  نادر  | 

درد دارد :
پایانی برای قصه ها نیست

... نه بره ها گرگ می شوند و نه گرگها سیر

خسته ام از جنس قلابی آدمها

... دار میزنم خاطرات کسی را که مرا دور زد

... حالم خوب نیست اما

گذشته ام درد می کند ....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 17:54  توسط  نادر  | 

این روزها خیلی دلم برایت تنگ میشود حتی گریه ام آرومم نمیكنه این روزا دیگر آرامش ندارم 

این روزا من تورا كم دارم آرامشم توئی  بارها بهت گفتم كه با صدایت با حرف هایت آرامش

می گیرم چرا مرا تنها گذاشتی  ببین چه به حال روزم آمده ببین كه عشقت چه با حال روزم كرد

توكه دوست نداشتی گریه كنم  ببین این گریه ها برای توئه   این دردها این

غصه خوردن ها ازدوست داشتن توئه حق من ازاین عشقو دوست داشتن این نبود

حتی اگر كنارم نباشی حتی ازم دور باشی باز هم دوست دارم عزیزم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 17:52  توسط  نادر  | 

جدایی درد بی درماند عشق است جدایی حرف بی پایان عشق است

جدایی قصه های تلخ دارد جدایی ناله های سخت دارد
جدایی شاه بی پایان
عشق است جدایی راز بی پایان عشق است

جدایی گریه وفریاد دارد جدایی مرگ دارد درد دارد
خدایا دور کن درد جدایی که بی زارم دگر از آشنایی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 17:51  توسط  نادر  | 

با صدای غم گرفته توی تنهاییم می خونم

اگه رفتی از کنارم من به یاد تو می مونم

میدونی از تو جدایی برای من خیلی سخته

شب و روزم دیگه بی تو ساکت و تیره و سرده

تنم زخمی درده پرو بالم شکسته

غم تلخ جدایی روی قلبم نشسته

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 17:51  توسط  نادر  | 

http://s4.picofile.com/file/7993954729/22.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 17:49  توسط  نادر  | 

به آرزوی دیدنت   تا خود آسمان  میرم  ابر ها رو آتیش می زنم

چشمهای ماه رو میگیرم  و تو شعله های عطر تو  خورشید رو پر پر میکنم
                 میون پرسه های شب  عشقت رو باور می کنم
دستت رو میگیرم  بمون 
من بی تو میمیرم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1392ساعت 19:22  توسط  نادر  | 

یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش



 دو سه ماهی بیشتر نیست....



یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی



دو خط موازی که هیچوقت به هم نمیرسند....



یاد گرفتم که در عشق هیچکس به اندازه خودت وفادار نیست



یادگرفتم هرچه عاشق تری تنهاتری....
u6aiugsus4tympn6sfn3.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392ساعت 13:41  توسط  نادر  | 

تـو هــیچ نقـطه ضـعفی نداشتی !!!!!!!

ولـی مـن داشتم!!!!

مـن عـاشـقت بودم ....

باید عـاشق باشی تا بـفهمی :

نـگاه سـرد یـعنی چـه ؟!

دسـت سـرد یـعنی چـه ... ؟

حـرف سـرد یـعنی چـه ؟!

در مـقابل دوستـت دارم گـفتنت ؛

سـکوت سـرد یـعنـی چـه ؟!

بایـد عاشـق بـاشی تـا بـفهمی گـرمای حـرف و نــگاه و

دسـتت ،

وقـتی به سـرمای او بـرخورد مـیکند ؛

چـگونه روزگــارت بـخـار مـیشود .


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392ساعت 13:31  توسط  نادر  | 

m9416lw50zok1ofndiz.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392ساعت 12:47  توسط  نادر  | 

کارت پستالهای عاشقانه با شعر فاسی زیبا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392ساعت 12:45  توسط  نادر  | 

funny-pictures-radsms30.jpg

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1392ساعت 19:17  توسط  نادر  | 

5r404a1wo2gqvi9u4l.jpg&q=60&w=500

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1392ساعت 19:17  توسط  نادر  | 

دست بر لبانم مگذار

میسوزی ... داغ خیلی حرف ها بر لبانم مانده

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392ساعت 16:10  توسط  نادر  | 


از این به بعد مراقب بوس هایت باش گلم

مراقب نواز ش هایی که می شوی باش گلم

مراقب باش ،مراقب دلت که زود ترک برمی دارد

من مردمان این شهر را می شناسم با دل نازک مدارا نمی کنند

دل نداده تن می خواهند ازت گلم ...!

مبادا دل نداده تن بدهی گلم

مراقب خودت باش

من مراقب خاطره هایمان هستم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392ساعت 16:9  توسط  نادر  | 


رفت ...
من را به خدا سپرد و خودش را به دیگری ...

.
حسود نیستم
اما تحملش سخت است که دستهای تو
در دست دیگری باشد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392ساعت 15:6  توسط  نادر  | 

سکوت همیشه به معنای رضایت نیست

گاهی یعنی خسته ام از اینکه مدام به کسانی که هیچ  اهمیتی

برای فهمیدن  نمی دهند   توضیح دهم

.خدا یا ...!!!

دلم مرهمی می خواهد از جنس خودت ... نزدیک بی خطر

بخشنده ... بی منت !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392ساعت 15:4  توسط  نادر  | 

        اینجا همه یا ، سنگ میفروشند ! یا ،سنگ می زنند !

   یا ، سنگ می اندازند ! یا ، سنگ دل اند !

یا نگاهشان سنگین ! مانده ام خدا "" با این دل اینجا

چه می کنم !


خدایا تو دیگه چرا ... چرا ... چرا !!!!

.دوستش دارم ...

بزرگیش را ... سکوتش را ... عظمتش را ...

ابهتش را ... تنهاییش را ... حکمتش را ...

صبرش را ... و ...و ...و ...

بودنش عادتیست ، مثل نفس کشیدن !

یک لحظه به من نگاه کن : خدا یا !!!


(( باتوو بودم نو کرتم دربست ))


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392ساعت 15:2  توسط  نادر  | 


خوشبختی داشتن کسی است که بیشتر از خودش تو را بخواهد

و بیشتر از تو هیچ نخواهد و تو ....

برایش تمام زندگی باشی ...

ومن با وجود تو خوشبخت ترینم یار بارانی من ...


http://s1.picofile.com/file/7891652903/70367351644562075342.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392ساعت 14:58  توسط  نادر  | 

مرد ...

اگر این غرور لعنتی و این اسم کاذب را با خود

یدک نمیکشید

مطمئن باش بیشتر از هر زنی مشتاق نوازش و آغوش بود.


http://s4.picofile.com/file/7891677204/59830510704964462444.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392ساعت 14:56  توسط  نادر  | 

غرض از «عيد» نه آن است كه از باب جلال

جامه ناز بپوشند به الطاف مزيد

اى خوش آن عيد، كز آن شاه و گدا خوش باشند

كه چنين «عيد سعيد» است و جز اين نيست سعيد
1375954020643694_orig.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1392ساعت 14:50  توسط  نادر  | 

کاش عاشقت نبودم  ، که اینگونه   بسوزم  به پایت ،
که اینگونه  بمانم در حسرت دیدار ت
کاش عاشقت نبودم که عذاب  بکشم ،
تمام دردهای دنیا را بر دوش بکشم

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1392ساعت 20:2  توسط  نادر  | 

" خدایا "

چه کرد روزگارت با من

که دیگر گریه ام آرام نمی کد مرا ...؟!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1392ساعت 20:0  توسط  نادر  | 

این روزها میشود فهمید تحمل گرسنگی و تشنگی
چقدر آسان تر از این است
که یک دنیا حرف داشته باشی و نتوانی
روزه ی سکوت را بشکنی

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1392ساعت 19:58  توسط  نادر  | 

آرزویی بکن ...
گوشهای خدا پر از آرزو ست و دستهایش پر از معجزه
آرزویی بکن ...
شاید کوچکترین معجزه اش باشد آرزوی تو ...

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1392ساعت 19:56  توسط  نادر  | 

حکایت ما آدم ها ...
حکایت کفشاییه که ...
اگه جفت نباشند...
هر کدومشون ، هرچقدر شیک باشند ...
هر چقدر هم نو باشند ، تا همیشه ...
لنگه به لنگه اند ... کاش
خدا وقتی آدم ها رو می آفرید ...
جفت هر کس رو با هاش می آفرید ..
تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها ...
به اجبار ، خودشون رو جفت نشون نمی دادند ...

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1392ساعت 19:53  توسط  نادر  |